مسجد انگجي تبريز

131

مقالات وگفتارها ( فارسي )

نواميس شرعيه وزمين را پر از عدل وداد نمايد چنان كه اعتقاد امامية در حق آن حضرت . وجه دوم آنكه خداوند دفع ومنع ظلم ظالمين از أنبياء وحجج مىنمايد به نحوى كه منافى با تكليف نباشد وچنين دفع ومنع از براي نبي ووصى أو على السوية حاصل است چه آنكه حق تعالى نهى فرمود به خطاب تكليفي عامه مكلفين را از ظلم واذيت بر أنبياء وحجج الله وواجب كرد بر مكلفين نصرت وتقويت سلطنت حقه أو را واما منع ودفع ايشان بالقهر والغلبة وعدم قدرتهم على المخالفة منافى با أصل تكليف است كه مبتنى بر اختيار عباد است ودفع ومنعى كه منافى با حكمت جعل تكاليف است از حكيم على الاطلاق صادر نمىشود نظير منع نمودن خلايق را به قهر وغلبه ساير قبايح اعمال وشنايع افعال وهمه أنبياء وحجج الله به قدر استعداد وتحمل خود شان مبتلا به ظلم ظالمين وجبارين زمان خود بودند آيا كدام نبي ويا وصى نبي بود كه در برهه [ اى ] از زمان مقهور ومغلوب أعادي دين نشده باشد ، بلى مىشود كه در برهه [ اى ] از زمان به جهت مصالح واقعيه كه كائن في علم الله بود امر منعكس مىشد بالنسبة به بعضي از أنبياء وحجج الله ولكن نه بر سبيل دوام واستمرار . وجه سيم : آنكه أصل شبهه مذكوره مبتنى بر وجوب لطف است على سبيل الاطلاق والكلية فهذا ممنوع جدا ، بلى اگر مؤدى به نقض غرض ويا ساير محاذير عقلية شود وجوب آن مسلم است ودر اين صورت فرقى ميان نبي ووصى أو نخواهد بود واگر مؤدى به آن نشود بلكه مجرد تقريب إلى الطاعة وتبعيد از معصيت باشد پس أصل وجوب آن در حق نبي نيز ممنوع است وعلى هذا اگر فرض شود كه نبي مأمور تبليغ احكام ممنوع شود به اينكه در حين شروع به تبليغ أو را زجر يا حبس نمايند وسياست كنند وبالمره نگذارند كه تبليغ رسالت نمايد ويا سنواتى بر أو بگذرد ونگذارند كه در امر رسالت خود تكلم نمايد هيچ قبحى بر خدا ورسول أو لازم نخواهد آمد وهيچ لازم نبود بر